|
|
|
||||
|
اینها اقداماتی برای ارتکاب جنایتی بزرگ است،تقسیم کشور بزرگ اسلامی سودان که بایستی یکی از اقدامات، تصمیم به بازداشت عمر البشیر به تهمت جنایت های جنگی در حق بعضی افراد ملتش در دارفور باشد.همان طور که همه می دانند این اقدامات از خیلی وقت پیش شروع شده و غرب اکنون در جنگش با جهان اسلام از سیاست دراز مدت استفاده می کند .آنان خودشان و ملت هایشان و همچنین ملت های مسلمان را برای خبر درنوردیدن سودان یا حد اقل تهدید به درنوردیدن آماده می سازند و هیچ اشکال ندارد که برای رسیدن به هدف چندین سال وقت ببرد زیرا مقصود امری بزرگ است و به آماده سازی طولانی نیاز دارد.
چندین سال است که اخبار سودان را در روزنامه های غربی می خوانیم واین که غرب سخت به رخدادهای جنوب سودان و دارفور اهمیت می دهد واین حوادث خواب را از چشم خوبان آمریکا و اروپا ربوده است. دیدیم که رام امانوئل – او یهودی بلکه صهیونیستی نژاد است – که به عنوان مدیر کارمندان کاخ سفید کار می کند و با لابی صهیونیستی آمریکایی همکاری می کند زیر پوشش دروغین نجات اهل دارفور به عمر البشیر یورش برد.بلکه دیدیم فعالیتی برای جمع آوری کمک از ملت آمریکا و از کودکان مدارس برای کودکان دارفور رهبری می کرد تا بدین ترتیب افکار عمومی آمریکا را برای فشار آوردن بر رهبران آمریکا کسب کنند تا به مسأله ی سودان اهمیت دهند رام امانوئل می خواهد قانعمان کند که کودکان سودان زیر سیطره ی عمر البشیر بیشتر از کودکان غزه زیر بمباران باراک ولیفنی در عذابند. هدف از این همه اهتمام و این همه آماده سازی چیست؟هدف روشن است و به صراحت در وسایل ارتباطی شان و به زبان خودشان اعلام شده است.وزیر امنیت داخلی صهیونیستی آفی دیختر در 10 اکتبر 2008 در مقاله ای در روزنامه های صهیونیستی تحت عنوان«هدف همان تجزیه ی سودان و مشغول ساختنش به جنگ داخلی است» این هدف را اعلان کرد و در همین موضوع در یک کلام گفت:«سودان با منابعش و مساحت گسترده اش و تعداد ساکنانش ممکن است به دولتی منطقه ای و قوی تبدیل شود و نیرویی و قدرتی به جهان عرب افزوده شود.» هدف همین است:تجزیه ی سودان در سالهای اخیر خطر سودان در نگاه غرب و صهیونیست ها بیشتر شده به ویژه که کشوری بسیار بزرگ است که مساحتش بیش از 5/2 میلیون کیلومتر مربع و تعدا ساکنانش تا سال 2008 2/40 میلیون نفر است و بر منابع نیل که به مثابه ی شریان حیاتی مصر و بعد از آن – آن گونه که می خواهند – اسرائیل است سیطره دارد. اما چیزی که در سالهای اخیر فشار غرب بر سودان را افزوده اکتشاف نفت به وفور است به ویژه در جنوب سودان و جنوب دارفور.همچنین اکتشاف اورانیوم در شمال دارفور و از همه مهمتر ظهور دیدگاه اسلامی با قوت در حکومت و ملت که خطری استراتیجیک و بزرگ برای مصالح صهیونیست ها و غربی ها به شمار می رود.آنها برایشان قابل تصور نیست که این سرزمین بزرگ به نیرویی قدرتمند تبدیل شود که نفت و اورانیوم و میلیون ها فدان(واحد پیمایش سطح برابر با833/4200 متر مربع)زمین قابل کشاورزی در اختیار داشته باشد به دولتی اسلامی تبدیل شود که همه ی این امکانات را در مصلحت اسلام و مسلمین به کار گیرد علی الخصوص که سودان داروازه ی اسلام به آفریقاست با همه ی ثروتهای بشری و اقتصادی واستراتیجیک. مسأله ی برپایی دولتی اسلامی در سودان در حساب غرب و صهیونیسم بی نهایت خطرناک است و از همین روست که غرب همه ی تلاش خود را برای تجزیه ی سودان و نابودسازی اش قبل از این که روی پایش بایستد به کار گرفته است.آمریکا دریافته که شیوه ی نظامی هزینه بردار است چه از نظر انسانی و چه مادی.و زدن کارخانه ی داروسازی شفادر سال 1998 میلادی نمی تواند وسیله ی موثری برای دست یابی به هدف باشد.به ویژه که سودان کشوری بسیار بزرگ است که با نه کشور مرز دارد که همین مسأله محاصره کردنش را کاملا دشوار کرده است به ویژه که سودان ارتباطش با چین و روسیه به شکل فزاینده ای افزایش داده است.برای همین آمریکا و غرب ترجیح داده اند که سودان را به دست فرزندان خود سودان تک پاره کنند و رهبران اروپایی و آمریکایی به نوبت از بحران سودان سخن گویند تا قضیه ،جهانی شود نه فقط آمریکایی .وبرای رسیدن به هدف مورد نظر (تجزیه ی سودان) به چند ولایت کوچک که بیشترشان با صهیونیست ها و غرب دوستی داشته باشند از روش های قانونی و دیپلماسی و اقتصادی بلکهکمک های انسان دوستانه استفاده کنند به ویژه که جهان عرب و اسلام در خواب عمیق به سر می برد و همه ی این حوادث را می بیند بدون اینکه بفهمد شاید هم بفهمد ولی نمی خواهد بجنبد: در ابتدا صهیونیسم و غر ب با قوت از جنوب سودان جانبداری کردند و جدا شدنش از سودان مادر تأیید کردند و به طور صریح با جو گارانج رهبر جبهه آزادسازی سودان که با حکومت سودان وارد جنگ هایی داخلی و خونین شد،همکاری کردند و غرب سخت تأییدش می کرد به ویژه که بیش از 80 درصد از نفت سودان در جنوب قرار دارد تا این که با کمال تأسف در سال 2005 قضیه به اتفاقیه ی صلح فراگیر(اتفاقیه ماثاکوس)انجامید که به سکان جنوب سودان حق می دهد در سال 2011 میلادی به تعیین سرنوشت خود رأی دهند و از همین رو مسأله ی جدایی جنوب سودان از دولت مرکزی به رأی سکان منطقه گذاشته می شود که بدون تردید به جدایی رأی خواهند داد به ویژه که اغلب ساکنین جنوب بت پرست و مسیحی اند همچنین به این دلیل که غرب و یهود تأیید می کنند و به آن خوش آمد می گویند و بعید نیست که جنوب سودان به دولتی قوی در منطقه تبدیل شود که دارای نفت است و بر منابع نیل حاکم گردد و از تأیید آمریکا و غرب و یهود برخوردار گردد و در نتیجه به دولتی بی نهایت خطرناک بر اسلام تبدیل شود که از جنوب اسلام را محاصره کند و مانع انتشار اسلام در قاره سیاه شود و پاسبانی امین برای منافع صهیونیسم و غرب و آمریکا به شمار رود. همه ی این در سایه ی سکوت ذلت بار عربی و اسلامی صورت گرفته و در این اتفاقیه ها و گفتگوها عرب و مسلمانان پشت سودان را خالی کردند در نتیجه در برابر وحشی های جهان تنها ماند تا این که به نتیجه ای رسیده اند که نه تنها تهدیدی آشکار برای سودان بلکه تهدیدی برای کل جهان اسلام و در مقدمه ی آن برای مصر به شمار می رود که بعد از به دست گرفتن شریان نیل مصر را تسلیم خواهند کرد. سپس غرب پرونده ی جدیدی و بسیار خطرناک گشود که عبارت است از پرونده ی دارفور و غرب سودان.چرا جدایش نکنند؟در حالی که ذخیره ی زیادی از نفت و اورانیوم در اختیار دارد.در نتیجه غرب – متأسفانه - به بعضی از مسلمانانی که به دنبال رهبری و منصب در دارفور هستند دست یافت و با آنان همکاری کرد تا با تقویت و حمایت آمریکا و صهیونیسم به حرکات متمردانه دست زنند و همین افراد منادی جدایی دارفور از سودان اند تا به دولتی لائیک تبدیل شود – آن گونه که لائیک ها منادی آن اند – دین را از دولت کاملا جدا باشد. غرب با نفوذ موثرش با این طرح جداسازی همراه شد و فعالیت های تبلیغاتی گسترده ای برای این جداسازی رهبری کردند و تعداد زیادی از هیئت های کمک رسانی به هدف توجیه ملت دارفور که با غرب دوست باشند به سودان فرستادند در حالی که همه ی این اعمال در سایه غیاب بزرگ اسلامی از عرصه ی سودان انجام گرفت. غرب طی فعالیت های مکرر خواستار برکناری رئیس جمهور سودان عمرالبشیر که دارای دیدگاه اسلامی و حافظ قرآن کریم است و از تأیید بخش بزرگی از ملت سودان برخوردار است و دارای مقبولیت زیادی نزد بسیاری از علماء امت اسلامی در سودان و خارج از سودان است شده است.غرب درخواست کرده بشیر کنار زده شود و سودانی جدید و لائیک ایجاد شود و به دنبال این مسائل بوده که قضایای جنایت جنگی - به گمان خودشان - را مطرح کرده اند و مدعی اند در دارفور پاک سازی نژادی صورت می گیرد. و در سال 2006 میلادی شورای(استبداد) امنیت (خوف) که به طور مستقیم تحت سیطره ی آمریکا است به ایجاد دادگاهی بین المللی پرداخت که وظیفه اش صدور احکام بر ضد روساء کشورهاست تا بدین ترتیب هر حاکمی را بخواهند ادب کنند و یکی از صلاحیت های عجیب شورای امنیت این است که اگر بخواهد می تواند تصمیم دادگاه جنایی را به مدت یک سال متوقف کند که البته برای مدت نامحدودی قابل تمدید است. یعنی هر گاه دادگاه جنایی حکمی را صادر کند آمریکا اگر بخواهد حق دارد این حکم را مطابق میل و با قانون متوقف سازد یا اجرا کند.از همین رو به دادگاه به شمشیری برنده در دست آمریکا تبدیل شده که بر گردن هر حاکمی که بخواهد از سیطره ی آمریکا خارج شود از نیام بیرون می کشد. الان حکم بازداشت عمرالبشیر صادر شده و آمریکا می تواند چشم پوشی کند و ببخشد ولی به چه قیمتی؟ به قیمت جدایی جنوب سودان با نفتش و مزارعش و منابع آبی اش و ساکنانش .به قیمت جدایی دارفور با همه ی ثروتها و ساکنانش.به قیمت تبدیل شدن سودان از دولتی با دیدگاه اسلامی به دولتی لائیک که دین را کاملا از دولت جدا کند.به قیمت جدا شدن شرق سودان و تبدیل آن به دولتی جدید.و جدایی دورترین نقطه ی شمال سودان و تبدیل آن به دولتی دیگر.و فقط باقی ماندن وسط به عنوان دولت قدیمی سودان.همچنین به قیمت این که هیچ رهبر عربی یا اسلامی یا بین المللی در برابر خواسته های آمریکا لب به اعتراض نگشاید و اگر نه احکام دادگاه جنایی و با حمایت شورای(استبداد) امنیت( بی امنی) اجرا می شود. قیمت هایی کاملا بی ارزش است که آمریکا از سودان می خواهد تا تصمیم بازداشت عمر البشیر را متوقف سازد وآیا اگر عمرالبشیر خود را تحویل دهد یا از قدرت تنازل کند مشکل سودان حل خواهد شد؟ هرگز هر گز آن گونه که وزیر امنیت داخلی صهیونیسم می گوید هدف تجزیه ی سودان است و تا این هدف خطرناک محقق نشودغرب و آمریکا و یهود آرام نخواهند نشست.اما سوال مهم این است مسلمانان در این قضیه کجای کارند؟ما چندین سال است که فریاد بر می آوریم که هدف بعدی آمریکا سودان است.ولی چه کرده ایم؟ و اگر محاصره ی سودان به شکل گسترده تر انجام شود چه خواهیم کرد؟ و هرگاه سودان به پنج قسمت تقسیم شود چه خواهیم کرد؟و هرگاه داستان سودان پایان یابد و داستان مصر یا سوریه یا یمن یا لیبی یا کشور دیگر شروع شود چه خواهیم کرد؟این همه تسلیم شدن و انعطاف پذیری تا به کی؟! ما همه ی اهل سودان در وسط و غرب و شمال و جنوب را مورد ندا قرار می دهیم که در مقابل این هجوم استعماری یکدست بایستند و زمام امور خود را به دست مزدوانی که دین و وطن را فروخته اند تا در آغوش صهیونیست ها بیارامند نسپارند و تا زنده اند اجازه ندهند سودان تکه پاره شود. و به شدت رهبرانی را مخاطب قرار می دهیم که که مدت بسیار طولانی ساکت مانده اند و در حقیقت ده ها سال است که سخن نگفته اند که به سوی پروردگارتان برگردید و به سوی ملت هایتان برگردید و به قواعد شرع و عرف مراجعه کنید زیرا از پست و مقامی که در اختیار دارید سوال می شوید.به الله قسم حسابی سخت پیش رو دارید اگر در دنیا نباشد در آخرت حتمی است. همچنین همه ی ملت های مسلمان را صدقانه مورد ندا قرار می دهیم که از خواب غفلت برخیزید و دنباله روی از لهو و خوشگذرانی را رها کنید و با قضایای امتتان زندگی کنید و ریشه ی مشکلاتتان را بفهمید و درباره ی دارفور و سودان و فسطین و عراق و افغانستان و چچن مطالعه کنید. ما خواستار حرکتی مردمی گسترده در همه ی کشورهای جهان اسلام هستیم که ظلم با اشکال مختلفش را نپذیرد و نه تنها منادی وحدت سودان بلکه منادی وحدت همه ی نقاط جهان اسلام باشد. مسلمانان دارای قدرتی بی نهایت عطیم اند و امتی هستند که هرگز نمی میرند و دریاهایی بی ساحل اند ولی همه ی این منوط به دو چیز است:اول این که به دین شان بر گردند و دوم این که متحد و منسجم باشند.در چنین صورتی است که هیچ دزدی یا راهزنی از صهیونیست ها و غربی ها جرأت دهن کجی به ملت های مسلمان و رهبران شان را نخواهند داشت.از الله عزوجل می خواهیم اسلام و مسلمانان را عزت بخشد.
+
نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 17:36 توسط عبدالرحمن زمان پور
|
|
|||||
|
|||||