تبليغاتX
بندگی خدا - داستان حرکت اسلامی در ترکیه

ولی با این وجود اسلام در این کشور بزرگ همچنان باقی مانده است که این واقعا قابل توجه است واگر این قضیه دلالتی داشته باشد قویترین دلالتش آن است که امت اسلامی امتی گرامی است و هرگز نمی میرد واین که باقی ماندن اسلام امری حتمی است و هیچ انسانی توان رویارویی با آن را ندارد همچنین این مسأله دلیلی بر اصالت ملت ترکیه است و دلیلی است بر وجود رهبران اسلامی در ترکیه اسلامی که در رویارویی با طاغوت آتاتورک وسایر حامیان لائیک که بعد از آتاتورک آمده اند پرچم اسلام بر دوش کشیده اند .

سقوط خلافت عثمانی در سال 1924 میلادی در ترکیه دردناک و مصیبت بار بود نه فقط به این خاطر که رمز خلافتی که مسلمانان را گردهم آورده بود ناپدید شد بلکه به این خاطر که کسی نبود که منادی قضایای مسلمانان از وجهه نظر اسلامی باشد و در آن وضعیت جز صدای ناسیونالیست ها و لائیک ها شنیده نمی شد نه تنها در ترکیه بلکه در تمام جهان اسلامی کسی که منادی قضایای مسلمین از دیدگاه اسلام باشد وجود نداشت.ولی با این وجود این سقوط بدون مقاومت نبود بلکه در ترکیه رهبران اسلامی ممتازی پیدا شدند که حتی در شدیدترین حالت دوران تاریکی و استبداد مشتاقانه پرچم اسلام بر دوش حمل می کردند .

حرکت شیخ سعید پیران منادی برگشت به خلافت اسلامی ومبارزه با قوانین لائیکی ساخت آتاتورک و حزبش بود ولی با تأسف شدید طاغوت آتاتورک این حرکت را با خشونت تمام نابود کرد و شیخ سعید پیران و تعداد زیادی از پیروانش  را اعدام کرد و عده ی دیگر را به خارج از کشور تبعید کرد تا از همان ابتدا بر لائیک بودن دولت محافظت کنند.

نکته ی عجیب درباره ی شیخ سعید پیران رحمه الله آن است که از ترک های صوفیه بود و از پیروان طریقه ی نقشبندی به شمار می رفت که تصویری کاملا متفاوت از صوفیانی که می شناسیم به دست می دهد زیرا شیخ سعیدبا وجود صوفی بودن به واقعیت زمان کاملا آگاه بود و با مسائل سیاسی آشناست وبا طاغوتیان ستمگر به مبارزه بر می خیزد و سخن حق را می گوید و تمردی مسلحانه را رهبری می کند و با شجاعت تمام از حکم اعدام خود استقبال می کند و به هیچ وجه از قضایای امت کناره نمی گیرد و از آن دور نمی شود که این باعث می شود در پرونده ی صوفیه در ترکیه به طور خاص تجدید نظر کنیم .حقیقت آن است که خلافت عثمانی از همان ابتدا مبتنی طریقه صوفیه ولی کاملا متفاوت با سایر صوفیه می شود.عجیب نیست که سلاطین یزرگ خلافت عثمانی مثل محمد فاتح و مراد دوم و بایزید صاعقه و سلیم اول و...از پیروان طریقه ی صوفیه باشند.روشن است که صوفیه در ترکیه مترادف کلمه ی اسلام است و منظور از آن بدعت ها و منکراتی که در بسیاری از کشورهای اسلامی می بینیم نیست و این نیز بدان معنی نیست که صوفیه در ترکیه هیچ خطا و بدعتی ندارند ولی اگر انصاف داشته باشیم از جهت فهم دین از برترین طرق صوفیه در سطح جهان اسلام به شمار می رود و صوفیه نزد بسیاری از پیروانش به معنی تزکیه ی نفس و پاکسازی اش از گناهان و پیروی کامل از رسول الله صلی الله علیه و سلم است.

ولی حرکت اسلامی با اعدام شیخ سعید پیران از بین نرفت بلکه با ظهور شخصیت صوفی جدیدی از پیروان شیخ سعید پیران قوتش بیشتر شد که این شخصیت عبارت است از علامه کبیر و مجدد بزرگ بدیع الزمان سعید نورسی که به طور شفاف مبادی لائیک بی شرمانه ای که آتاتورک آورده بود را رد می کرد که باعث می شود به  یکی از شهرهای دور دست ترکیه به نام بوردو تبعید شود واز آنجا به شهر أورفه که در طول حیات تا مرگ در تبعیدگاه به سر برد از سال 1925 تا 1960 میلادی (35 سال پیوسته)

ولی با این وجود نامه هایش به دست پیروانش در داخل ترکیه می رسیدو قطع نشد و مولفاتش متوقف نگشت و در واقع سعید نورسی یکی از مهم ترین اسباب انتشار اسلام در ترکیه به شمار می رود.او یکی از شخصیت های متمایز و موثر در تاریخ امت اسلامی است به گونه ای که کلماتش به قلب و عقل نفوذ می کرد و با وجود استبداد و جو خفقان شدید آتاتورک و پیروانش ،مسلمانان را در ترکیه ثابت قدم نگه داشته بود. به طور کلی داستان بدیع الزمان نورسی به بررسی ویژه ای نیاز دارد و بایستی مورد مطالعه ی عمیق و دقیق قرار گیرد زیرا آثار مثبتش بر ملت ترکیه تا به امروز موجود است.

شش سال پس از سقوط خلافت عثمانی،حکومت آتاتورک در سال 1930 میلادی در اقدامی ظالمانه به منظور ترسیخ لائیک گرایی به شکلی بزرگتر همه ی مدارس ائمه و تحفیظ قرآنی که در دوران خلافت اسلامی  انتشار داشت تعطیل کرد.همان مدارسی که متخصصان علوم دینی از آن متخرج می شدند ولی بعد از وفات مصطفی کمال آتاتورک در سال 1938 میلادی دوباره درخواست بازگشایی این مدارس انجام شد به ویژه در روستاهایی که  همچنان میراث اسلامی اصیل خود را حفظ کرده بود که این بازگشایی در سال 1947 میلادی عملا انجام شد و در همین سال باترس ولرز بعضی جمعیت های اسلامی ایجاد شد تا منادی بعضی مظاهر ساده ی اسلامی باشند مثل جمعیت اسلام و جمعیت تطهیر.

در سال 1950میلادی تغییر مهمی در حکومت ترکیه رخ داد که به دنبال آن  عدنان مندریس به نخست وزیری ترکیه رسید و تا سال 1960 میلادی همچنان در منصبش باقی ماند ولی عدنان مندریس اسلام گرا نبود و شخصیتی ملی بود که به خاطر مصلحت ترکیه اظهار می داشت می شود به همه ی نیروها تعامل کرد و در چنین بستری بود که فعالیت دیدگاه اسلامی  به طور نسبی بیشتر شد و بعضی مطالبات برای آزادی بیشتر و بیشتر برای طیف دینی شروع شد و تعداد مدارس ائمه و سخنوران افزون شد و نقش علماء دین به شکلی واضح تر بروز کرد.طبیعتا این گونه تغییرات از ارتش ترکیه که نقش حامی لائیک و آتاتورکیسم را ایفا می کرد،پنهان نبود به همین دلیل ارتش ترکیه در سال 1960 میلادی به انقلابی خونین  و وحشتناک دست زد و حکم اعدام عدنان مندریس همچنین جلال بایار (موسس حزب دموکرات که عدنان مندریس به آن منسوب بود) و تعداد دیگری از پیروان عدنان مندریس اجرا شد و با خشونت تمام به مقابله با جریانات اسلامی در حال رشد پرداختند که این اقدام ارتش آسیب بزرگی برای حرکت اسلامی در ترکیه به شمار می رود به ویژه که با وفات علامه بدیع الزمان سعید نورسی در تبعیدگاهش در شهر اورفه در همان سال همراه شد وبرای این که بدانیم ارتش ترکیه تا چه حد کینه ی بدیع الزمان سعید نورسی در دل داشتند همین بس است که بدانیم به قبرش هجوم بردند  و چثه اش را درآورده و در مکان نامعلومی دفن کردند که هیچ کس از مردم ترکیه تا به امروز از مکان دفنش نمی دانند.

این وضعیت تیره وتاریک ادامه یافت تا این که شخصیتی محوری در تاریخ ترکیه پیدا شد که عبارت باشد رهبر اسلامی بزرگوار نجم الدین اربکان که در سال 1972 میلادی حزب سلامت را تأسیس کرد و منادی برپایی نظامی عدالت محور بود ولی آفت های تند وتیز لائیک ترکیه بروز می کند. ولی اولین حزب او به نام سلامت اسلامی بودنش روشن نبود تا در نطفه خفه نشود ولی اصلاحگر وملی جلوه می کرد.

بعد از تأسیس حزب جدید بود که نجم الدین أربکان با رجب طیب اردوغان ملاقات کرد درحالی که اردوغان دانشجوی دانشکده اقتصاد و سیاست در مرمره بود.شخصیت اردوغان توجه اربکان را به خود جلب کرد و او را به حزب سلامت ملحق ساخت تا اردوغان گام های سیاسی اش را همراه استاد بزرگوارش اربکان شروع کند.

این اقدامات از دید نظام لائیک ترکیه پنهان نبود  در نتیجه در سال 1980 میلادی حزب سلامت را منحل کردند و گمان کردند که با این اقدام کار به پایان رسیده است ولی اربکان برگشت و در سال 1983 میلادی حزب دیگری به نام حزب رفاه ایجاد کرد که دیدگاه هایش به طور شفاف اسلامی بود.در این حزب جدید ستاره اردوغان به سرعت درخشید و اردوغان در سال 1985 میلادی رئیس شعبه حزب در استانبول شد که آن موقع فقط31 سال داشت.شعبه های حزب رفاه به سرعت در ترکیه منتشر شد و بیداری اسلامی به طور حقیقی در گوشه و کنار این سرزمین اسلامی ریشه دار شروع شد.این بیداری به روستاها منحصر نشد بلکه به شهرها نیز رسید بلکه در دو شهر مهم ترکیه استانبول و آنکارا این حزب اسلامی سیطره ی کامل پیدا کرد.و در سال 1994 حزب رفاه به موفقیت چشمگیری دست یافت به این صورت که در چند شهر در انتخابات شهرداری پیروز شد و عجیب تر این که اردوغان موفق شد منصب شهرداری استانبول را به دست آورد.

این پیروزی، غافلگیر کننده و غیر قابل انتظار بود که یک اسلامگرا شهردار استانبول شود که این خود دلیلی بر پاک و نزیه بودن انتخابات در ترکیه است که در آن تزویر مشهور در کشورهای عربی در آن وجود نداشت.اردوغان در منصب جدیدش کارهای مهمی انجام داد.او توانست طی چهار سال از سال 1994 میلادی تا 1998 میلادی شهر  را از حالت افلاس و ورشکستگی برهاند و مشکلات زیادی مثل قطع برق و آب را حل کند و توانست شهر که آشغال و آلودگی در آن پخش و منتشر بود به باغی سرسبز و ممتاز تبدیل کند و وقتی علت این موفقیت بی نظیر را از او پرسیدند به طور شفاف و با شجاعت گفت:«ما اسلحه ای داریم که شما آن را نمی شناسید آن ایمان است.ما از اخلاق اسلامی برخورداریم و الگوی رسول انسانیت صلی الله علیه و سلم»

این روحیه ی عالی و موفقیت های چشمگیر باعث شد محبوبیت و مقبولیت مردمی اردوغان در بین مردم ترکیه به شدت افزایش یابد بلکه این موفقیت از بلیغ ترین وسایل دعوت به اسلام بود.

در سال 1995 میلادی رخداد مهم دیگری پیش آمد که حزب رفاه در انتخابات پارلمانی ترکیه توانست اغلب کرسی ها را به دست آورد(158 کرسی از 550 کرسی) ولی رئیس جمهور لائیک سلیمان دمیرل با احزاب لائیک ائتلافی بر ضد حزب رفاه  تشکیل دادند ولی با این وجود خدا خواست که این ائتلاف فروپاشد تا در سال 1996 میلادی نجم الدین أربکاننخست وزیر شود و تا اولین نخست وزیر اسلامی در ترکیه از زمان سقوط خلافت عثمانی در سال 1924 میلادی باشد.

درون ارتش ترکیه و درون موسسه های لائیک بحران بزرگی رخ داد.بعضی از فرماندهان ارتش بر این باور بودند که اربکان در منصبش آزاد گذاشته شود چون انتظار داشتند شکست بخورد و طرح اسلامی اش موفق نشود و بدین ترتیب یک پیام منفی به افکار عمومی در ترکیه ارسال شود ولی چیزی رخ داد که انتظارش را نداشتند .اربکان موفق شد طی یکسال بدهکاری ترکیه از 38 میلیارد دلار به 15 میلیارد دلار کاهش دهد و نزدیک بود مشکل کُرد که لاینحل می نمود،حل کند و در سطح جهانی توانست روابط دیپلماتیک قوی برقرار کند و اقتصاد ترکیه گام های بلندی برداشت و کاملا روشن بود که رمز این موفقیت همان اسلام است.

ارتش ترکیه شدیدا احساس خطر کرد در نتیجه به اقدام مجرمانه ای دست زد و علیه حکومت اربکان به کودتای نظامی دست زد و تانک های ترکیه به خیابان های آنکارا و استانبول ریختند و اربکان را به استعفا مجبور ساختند و حزب رفاه منحل شد و اربکان به اتهام های زیادی از جمله  که مهمترین تهمت بود زیر پانهادن لائیک بودن دولت به دادگاه نظامی سپرده شد .حکم دادگاه صادر شد و به مدت پنج سال از فعالیت سیاسی محروم شد و در همان وقت اردوغان شهردار استانبول به اتهام ایجاد فتنه و اشوب دادگاهی شد .یکی از دلایل اتهام اردوغان بعضی ابیات شعری بود که در یکی از سخنرانی هایش گفته بود.او در یکی از سخنرانی هایش گفته بود:« مساجد پادگان های ماست.قبه ها کلاه خود ماست.مناره ها نیزه های ماست و مومنان سربازان ما هستند.»حکم بر ضد اردوغان صادر شد و به ده ماه زندان محکوم شد که چهارماه در زندان به سر برد و بهدها به خاطر اخلاق و رفتار نیکویش آزاد شد همچنین او نیز مثل اربکان به مدت پنج سال از فعالیت سیاسی محروم شد.

ولی أربکان وأردوغان  در اثر این آسیب ها نا امید نشدند و اربکان در سال 2000 میلادی حزب جدیدی به نام حزب فضیلت تأسیس کرد ولی حزب به اسم خودش نبود زیرا به مدت پنج سال از فعالیت سیاسی ممنوع شده بود بلکه حزب به نام یکی از مهمترین پیروانش به نام قوطان بود و اردوغان و عبدالله گل(رئیس جمهور فعلی ترکیه) به حزب فضیلت پیوستند.

اردوغان و عبدالله گل متوجه شدند که سرنوشت حزب همچون سابق خواهد بود از همین رو حرکتی اصلاحی در درون حزب رهبری کردند بلکه در انتخابات داخلی حزب ضد قوطان کاندید شدند ولی چون اربکان پشت قوطان بود باعث شد قوطان پیروز شود که این امر باعث شد اردوغان و گل ضمن احترام کامل به استادشان و استاد حرکت اسلامی سیاسی در ترکیه نجم الدین اربکان حزب فضیلت را ترک کنند.

اردوغان و گل در سال 2001 میلادی حزب جدیدی به نام عدالت و توسعه تأسیس کردند و طرح اصلاحی شان را اجرا کردند و این حزب در بین اقشار مختلف ملت ترکیه مورد پذیرش قرار گرفت به طوری که در سال 2002 میلادی حزب عدالت و توسعه در انتخابات پارلمانی به طور غافلگیر کننده ای پیروز شدند  و اغلب مطلق کرسی های پارلمان را از ان خود کردند  به این شکل که از 550 کرسی 368 کرسی به دست آوردند و تشکیل کابینه  به حزب عدالت و توسعه به ریاست عبدالله گل سپرده شده چون رئیس حزب در دوره ی ممنوعیت عمل سیاسی به سر می برد و بعد از مدت کئتاهی پارلمان توانست فشار وارد کند تا قانون تغییر یابد تا رئیس حزب اردوغان به عنوان نخست وزیر ترکیه انتخاب شود که این در سال 2002 میلادی بود.و در سال 2003 میلادی ممنوعیت از اربکان برداشت شد در نتیجه حزب جدیدی به نام سعادت تأسیس کرد ولی شیطان های لائیک در کمینش بودند  و با او همان کاری کردند که اردوغان انتظارش را داشت به گونه ای که برای او نقشه کشیدند و به تهمت اختلاس حزب رفاه منحل شده بازداشتش کردند و در حالی که سنش از 77 سال گذشته بود او را به دو سال زندان محکوم کردند.

در سال 2006 میلادی اردوغان مقبولیتش زا یکبار دیگر در انتخابات پارلمانی با به دست آوردن 331 کرسی از 550 کرسی اثبات کرد  که می رساند ملت ترکیه خواهان اسلام اند به گونه ای که لائیک ها به طرز وحشتناکی احساس خطر می کنند.

موضع گیری ارتش ترکیه در مقابل این تغییرات نوین چگونه است؟

ارتش ترکیه می اندیشد که با اردوغان همچون اربکان رفتار کند ولی واقعیتی که مشاهد می کنیم خلاف آن را ترجیح می دهد.بنابراین افکار عمومی ترکیه حتی افکار عمومی اسلامی در دلوت های مختلف جهان اسلام سلامت و امنیت ارتش ترکیه را تهدید می کند اگر ارتش ترکیه بخواهد شخصیتی که از این محبوبیت فوق العاده برخوردار است را از میان بردارد.

همچنین تمایل رهبران ارتش ترکیه و سایر رهبران به پیوستن به اتحادیه ی اروپا موانعی حقیقی در تعاملشان با پرورنده ی اردوغان است. زیرا دخالت ارتش ترکیه در انتخاب ملت همه ی تلاش های سابق  برای پیوستن به اتحادیه ی اروپا را به باد می دهد اضافه براین دخالت دخالت ارتش از نظر اقتصادی بسیار خطرناک است و هیچ بعید نیست که رکود 10 درصدی بورس ترکیه فقط به خاطر آن باشد که در سال 2008 میلادی اردوغان را دادگاهی کردند  تا در مشروعیت حزبش خدشه وارد کنند هرچند که دادگاه در نهایت به نفع اردوغان حکم صادر کرد همچنین بعید نیست که در سایه ی حکومت اردوغان بوده که ترکیه از نظر اقتصادی  در سطح دنیا از رتبه 115 در جذب سرمایه به رتبه 23 ارتقا یافته باشد.

ما از جهت ارتش ترکیه و لائیک های ترکیه هیچ تضمینی نداریم ولی ضمانت و اطمینان کامل  مان به الله است که پاداش کسانی که نیک عمل کنند را ضایع نمی گرداند و مطمئنیم که اسلام پیروز خواهد شد و برکت های خداوند بر کسانی که منهج اسلام را بر گزینند بیشتر و بزرگتر از آن است که با کاغذ و قلم قابل شمارش باشد یا به روش های مادی بتوان آن را بر شمرد.همین ما را بس است که آیه ی والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا  و إن الله لمع المحسنین( 69عنکبوت) را مورد تدبر قرار دهیم.از الله می خواهیم اسلام و مسلمانان را عزت بخشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387ساعت 7:15  توسط عبدالرحمن زمان پور  |